خواسته های منطقی؟
ضمنااحترام به محضرنماینده محترم وفهیم شهرستان حاج آقای قبادی و فرماندار تلاشگرمان
جناب آقای ابراهیمی که به جد پیگیر قضیه هستند .
معمولا از ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی جملات کلیدی وجود داردکه با نام بردن از آن شروع کار وختم آن با هم عجین شده اند .
یعنی مانند دوسر یک عنبر و یادو سرانگشتان دستی که برای تناقل میوه ویاخوراکی که وارد دهان میکنند در جامعه معنا پیدا کرده است.
با استارت طرحی ویا پیمانی برای بهسازی ویازیرسازی اعم از جاده باشد وسد ومسکن و.... موقعی که نام بسیج ویا جهادی به میان می آید یاس و نا امیدی بساطش را جمع کرده و امید وشور ونشاط وارد میدان میشود.
انگار دوباره سنگرها برای دفاع ساخته میشود وبسیج با جان ودل درخدمات رسانی منسجم ومحکم ومصمم شروع به فعالیت می کند .
متاسفانه چندین سال است که جاده کوهدشت به خرم آباد که پیمانکاران!! مختلفی را تجربه کرده است با حرکت لاک پشتی خود جان صدها رانندگان ومسافران جوانی که هر کدا به امید رسیدن به مقصد با اطمینان خاطر برمرکب مرگ سوار شده اند ! اما خبری از باگشت آنان نشد؟ مگراینکه خبر آمدن بدن قطعه قطعه شده اورا همراه آمبولاسی برای خانواده چشم به راه ومنتظرش آورده اند .!!!
سر درب خیلی از خانه های مردم پرچم عزا نصب شده است چرا؟
مگر بودجه های مصوب نباید از استان وارد شهرستان واز آنجا به پیمانکار داده شود؟
چرا قرارداد پیمانکاران ساخت جاده نباید از طریق مناقصات شهرستان و فرمانداری شهرستان بسته شود تا اهرم قدرتی در دست مسئولین شهرستان باشد .
متاسفانه قرارداد های منعقد درمرکز استان باپیمانکار منعقد وخبر این قرار داد به گوش مسئولین میرسد .
حال با عنایت به پیگیری ومکاتباط مکرر مسئولین شهرستان ونماینده محترم چراهنوز این چندکیلومتر جاده در بن بست کاری
قرا گرفته است. جای سوالی است که میخواهیم متولیان امر در استان وشهرستان پاسخگوباشند؟
من پیشنهادم این است که قرارداد جاده نیمه کاره ای که ازسال۱۳۶۲قراربوده است که چهاربانده ساخته شود به دستان توانای جهادگران وبسیجیان داده شود تا اعتقاد وایمان راستین را دوباره در تجلی روح سازنگی و بسیج مشاهد کنیم
انشا الله
با یاری خداوند متعال از بسیج وبسیجی می گویم که مظلومان تاریخند همان شیران روز وزاهدان شب مردانی بی ادعا ومطیع رهبر ازمال دنیا فقط عشق را انتخاب کرده اند آنهم عشقی ناب که عشق به ولایت است