بسمه تعالي

فرهنگ انتظار

کوه ها ادامه رودهاو رودها ادامه دریاهاست ، امروز ادامه دیروز و دیرور ادامه فرداست ، فردای هر کس زایش خوب و بد امروز اوست ، امروز هر کس تولد انتخاب های دیروز اوست ،آری ، دیروز ، امروز را ساخته است و امروز، فردا را می سازد ، پس من دعا می کنم ، دیروز ، امروزم را خوب ساخته باشم و امروز فردایم را خوب بسازم .

سالهاست نگاهم پشت پنجره ای که متعلق به فرداست قاب گردیده وگرد وغبار هجران برآن سایه افکنده0 عمری است که برای آمدنت بی قرارم0 یابن الزهرا ، ببین از فراقت سخت بارانیم0 ببین ثانیه ها چگونه از هجر تو بغض کرده وبه هق هق افتاده اند0 آقا جان ! حیف نیست ماه شب چهادره پشت ابرهای تیره وپاره پاره پنهان بماند ، حیف نیست دیده را شوق وصا ل باشد ولی فروغ دیده نباشد0 بیا وقرار دل بیقرارم شو0 بیا وصداقت آینه را به زلال آبی نگاهت پیوند بزن0

تو که معنای سبز لحظه هایی بیا ، تو که ترنم الطاف حق تعالی بیا0

کی طنین دلنواز انا بقیه ا000 تو از کعبه مقصود جانها را معطر می نماید0 کی کعبه به خود می بالد وزمین بر قامت دلربایت طواف عشق می گذارد وجان در سعی وصفای نگاه تو محرم می شود ومناسک حج وقربان را بجای می آورد0

کاش می شد واژه ها را شست وانتظاررا تفسیر کرد ولی افسوس000 میدانی مرز انتظار کجاست!؟ آنجا که قطره اشک منتظری سدی از دلواپسی ساخته وقطره قطره انتظار را ذخیره می کند ، آنجا که وجودش چون جرعه ای آب از تشنه ای رفع عطش می کند آنگاه که می فرماید اگر شیعیان ما مرا به اندازه قطره ای آب بخواهند هر لحظه ظهور من نزدیکتر می شد0 حس می کنم نزدیکی آنقدر نزدیک که با آمدن یک نسیم تو را احساس کرد وبویید0

گردد0 کی می آیی که قطره ها به دریا بپیوندند؟ خیبر گشای فاطمه(س) کی می آیی ؟  کی می آیی که کران تا بیکران دلم را برایت چراغانی کنم وچشمانم را فرش قدومت نمایم ؟ بیا که بهار بی صبرانه مشتاق آمدن توست وقلبم جویبار اشکهایی که هرروز وشب برای فراق تو ریخته می شوند0 یاس سفیدم! بیا که با ظهورت آیه( والنهار اذا تجلی )  تأویل گردد0 بیا که چشمه سار وجودم سخت خشکیده وفریاد العطش برآورده ، بیا تا از نرگس چشمانت عطری برای سجاده ام بگیرم0

بیا که هجر توآیه"ان عذابی لشدید" را تفسیر می نماید0 آقا جان! بحق کوچه وچادر خاکی بیا ، بیا ورأس سبز شاپرک هایی باش که در جستجوی قبر یاس سرگردان کوچه های هاشمیند0 ای پیدا ترین پنهان من! تا تو بیایی مروارید چشمانم رابرای سلامتیت صدقه می دهم وبرای آمدنت روزه سکوت می گیرم وبا جام وصال تو افطار می نمایم0

ای آفتاب عمر! تا تو بیایی انتظار را قاب میکنم وبر لوح دلم می کوبم .

نویسنده : رضاخاوری